ریشتن
مترادفها
نیزار، انبوه گیاه
لغت نامه دهخدا
ریشتن. [ ت َ ] ( مص ) رشتن و ریسمان کردن. ( ناظم الاطباء ). غزل. رشتن. ( یادداشت مؤلف ). ریستن. ریسیدن. ( آنندراج ). رجوع به مترادفات کلمه شود. || کوشش کردن. || آهسته سخن گفتن. || معاف کردن. عفو نمودن. آزاد کردن. رهانیدن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
رشتن و ریسمان کردن. غزل رشتن
جمله سازی با ریشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی از ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۴ برای مدت ۱۵ سال از مدیران ارشد امور مالی شرکت فورد بود، در ۱۹۹۴ به بریتیش ایرویز پیوست و ۱۱ سال نیز در این شرکت حضور داشت، در سال ۲۰۰۵ برای ۶ سال نیز مدیر عامل شرکت آهولد بود. ریشتن از ماه مارس ۲۰۱۱ مدیرعامل رولز-رویس هلدینگز میباشد.