روی پوشیده

لغت نامه دهخدا

روی پوشیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) زن مستور. مخدره. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) زن مستور مخدره.

جمله سازی با روی پوشیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرستاده چون پاسخ آورد باز برهنه شد آن روی پوشیده‌راز

💡 راستیها ز بیم بند و طلسم روی پوشیده چون الف در بسم

💡 چو ماه بدر شاه هفت کشور لباس شب روی پوشیده در بر

💡 مرد این ره ز چشم نامحرم روی پوشیده چون زنان برود

💡 هر آن زن که در روی او بنگرد بجز روی پوشیده زو نگذرد

💡 گراینده هر سه به پیوند من به سه روی پوشیده فرزند من

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز