لغت نامه دهخدا
روی دل. [ دِ ] ( ص مرکب ) متواضع. متبسم. ملایم. حلیم. ( ناظم الاطباء ).
روی دل. [ دِ ] ( ص مرکب ) متواضع. متبسم. ملایم. حلیم. ( ناظم الاطباء ).
متواضع و متبسم و ملایم و حلیم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا چند عمر در غم و اندیشه بگذرد برداشتیم دست غم از زیر و روی دل
💡 نهاده خلق حرم سوی کعبه روی عبادت من از میان همه روی دل به سوی تو کردم
💡 شبی بودم چو مه پهلوی خورشید نهادم روی دل بر روی خورشید
💡 آن جان نازنین تو بر روی دل فروز طغرای مشک بر گل و نسرین نهاده ای
💡 نتابم روی دل از صحبت تو که باشد هستی ام از دولت تو