روشن بیان
مترادفها
گویا، صریح، فصیح، واضح
متضادها
گنگ، مبهم، نامفهوم
لغت نامه دهخدا
روشن بیان. [ رَ / رُو ش َ ب َ ] ( ص مرکب ) آنکه بیان او روشن است. فصیح.
فرهنگ فارسی
آنکه بیان او روشن است
جمله سازی با روشن بیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر نکته ای ز چامهٔ روشن بیان تو در معنی است گوهر و در پیکر آفتاب