روسبی

لغت نامه دهخدا

روسبی. ( ص ) روسپی. این کلمه در زمان صحابه و تابعین نیز متداول بوده و به مرد هم اطلاق می شده: قال سفیان ابی عثیمه و اسمه سلمةبن مجنون قال کان بینی و بین رجل منازعة فقلت له یا روسبی. ( الکنی و الاسماء از یادداشت بخط مؤلف ). و رجوع به روسپی شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) زن بدکار فاحشه بد کاره.

جمله سازی با روسبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیش ازین گفتم سه بوسش را همی مردمست آن روسبی زن مردمست

💡 قلتبان، پا نهد بپایه ی تخت روسبی سرکشد بسایه ی تاج

💡 زنت چو مادر و مادرت روسبی چو زنت پدرت چون تو و تو چون پدرت گنده بغل

💡 خرسری زان روسبی زن ساختند سوزنیِّ دیگر از من ساختند

💡 روسبی از کم و بیش آنچه کند گرد، همه صرف، گلگونه و عطر و زر و زیور گردد

عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز