روز کوشش

لغت نامه دهخدا

روز کوشش. [ زِ ش ِ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روز جنگ. ( از برهان قاطع ) ( انجمن آرا ) ( شرفنامه منیری ). روز نبرد:
آن جهانداری که از آواز کوسش دمبدم
روز کوشش آید اندر گوشش النصر معک.سلمان ساوجی ( از انجمن آرا ).

فرهنگ فارسی

روز جنگ. روز نبرد

جمله سازی با روز کوشش

💡 ابری است گوهرافشان دستش به روز بخشش تیغش به روز کوشش تیری است آتش افشان

💡 روز بخشش نه همانا که چنو بیند صدر روز کوشش نه هماناکه چنوبیند زین

💡 روز کوشش بحر گردون کر و فر وقت بخشش چرخ دریا دستگاه

💡 روز کوشش هست پیل عرصه ی جنگ و جدل گاه بخشش هست شیر بیشه جود و کرم

💡 پاسخ سائلش روز بخشش هان است پاسخ دشمنش روز کوشش هین است

💡 نه روز بخشش او دارد ایچ گنج قرار نه روز کوشش او ماند ایچ حصن حصین

ارکان یعنی چه؟
ارکان یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز