روز بهرام

لغت نامه دهخدا

روز بهرام. [ زِ ب َ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روز بیستم ماه:
روز بهرام و رنگ بهرامی
شاه با هردو کرده هم نامی.نظامی.و رجوع به روز شود.

جمله سازی با روز بهرام

💡 دگر روز بهرام جنگی برفت به دیدار گردان پرموده تفت

💡 بزیراس در رزمگه کشته شد همه روز بهرام برگشته شد

💡 شب و روز بهرام پیش پدر همی از پرستش نخارید سر

💡 همی‌بود تا روز بهرام شد که بهرام را آن نه پدرام شد