رودکده
مترادفها
رودخانه، جویبار
لغت نامه دهخدا
رودکده. [ ک َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) وادی. ( مهذب الاسماء ). رودخانه. بستر رود: رود بر دو ضرب است یکی طبیعی است و دیگر صناعی، اما رود صناعی آن است که رودکده های او بکنده اندو آب بیاورده اند. ( حدود العالم ). و رودکده وی جایی فراخ شده و جایی تنگ. ( حدود العالم ). گوسفندان را شبان در رودکده ای بداشت... بارانی عظیم ببارید و سیلی سخت بیامد و اندر این رودکده افتاد. ( قابوسنامه ).
جمله سازی با رودکده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حَتَّی إِذا أَتَوْا عَلی وادِ النَّمْلِ تا هنگام برگذشت بر رودکده مورچه قالَتْ نَمْلَةٌ گفت سالار آن لشکر مورچه: یا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساکِنَکُمْ ای مورچگان در روید در جایگههای خویش لا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمانُ وَ جُنُودُهُ شما را فرو نشکنند سلیمان و سپاه او وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ (۱۸) و ایشان بیآگاه که ندانند.
💡 آن رودکده که جای آب است از سیل نگر که چون خراب است