رقمه
لغت نامه دهخدا
( رقمة ) رقمة. [ رَ م َ ] ( ع اِ ) مرغزار یا کرانه رود یا فراهم آمدنگاه آب رود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مرغزار. ( مهذب الاسماء ). روضة. ( از اقرب الموارد ). || خبازی که فارسی نان کلاغ است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). خُبازی. ( از اقرب الموارد ). || ( ص ) قلیل. اندک: ماوجدت فی الارض الا رقمة من کلاء؛ ای قلیلاً. ( از اقرب الموارد ).
رقمة. [ رَ ق َ م َ ] ( ع اِ ) گیاهی است. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با رقمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پلینی مسیرهایی مسقف را توصیف میکند که با پرچینها، رقمههای زینتی، فوارهها، و درختان و بوتههایی که به اشکال هندسی یا خارقالعاده تزئین شدهاند، احاطه میشدند. همهٔ این ویژگیها بخشی از باغهای رنسانس متأخر شد.