روح راح

لغت نامه دهخدا

روح راح. [ ح ِ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) لحنی است از موسیقی قدیم.راح روح. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به روح شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) لحنی است از موسیقی قدیم راح روح.

جمله سازی با روح راح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وز پی نفی عقل و راحت روح راح صافی چو عقل و روح بیار

💡 راحت روح من است رایحه روح راح تا به صباح از مسا تا به مسا از صباح

💡 درید قدرت وجودت چل صباح داد ترکیبی مرورا روح راح

💡 نوبهاری ظریف و دل بند است باد را روح راح پیوند است

💡 برداشتیم از کف ساقی روح راح درجام آفتاب می لعل هر صباح