لغت نامه دهخدا
دل پراکنده. [ دِ پ َ ک َ دَ/ دِ ] ( ص مرکب ) پراکنده دل. پریشان حال:
ز جمعی چنین دل پراکنده ایم
دگر حکم شه راست ما بنده ایم.نظامی.
دل پراکنده. [ دِ پ َ ک َ دَ/ دِ ] ( ص مرکب ) پراکنده دل. پریشان حال:
ز جمعی چنین دل پراکنده ایم
دگر حکم شه راست ما بنده ایم.نظامی.
پراکنده دل. پریشان حال.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل پراکنده روی از جام جم در آینه جز پراکنده نبینی از پی ماتم شوی
💡 شیخ گفت هر دل کی درو دوستی دنیا بودآن دل پراکنده بود.
💡 که مرا از نهیت فرقت تو دل پراکنده و جگر خسته است
💡 رفتی بسر عشق تو پاینده هنوز از دست غم تو دل پراکنده هنوز
💡 ز جمعی چنین دل پراکندهایم دگر حکم شه راست ما بندهایم