روان بستن

لغت نامه دهخدا

روان بستن. [ رَ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) دل بستن. تعلق خاطرپیدا کردن. علاقه و دلبستگی بهم رساندن:
چرا باید این گنج و این آز و رنج
روان بستن اندر سرای سپنج.فردوسی.

فرهنگ فارسی

دل بستن تعلق خاطر پیدا کردن

جمله سازی با روان بستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چرا باید این گنج و این روز رنج روان بستن اندر سرای سپنج

💡 علاج اضطراب دل نمی آید ز من ورنه بافسون می توانم لرزه آب روان بستن

التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز