رواج یافتن

مترادف‌ها

شایع شدن، گسترش یافتن، رایج شدن

متضادها

منسوخ شدن، از مد افتادن

لغت نامه دهخدا

رواج یافتن. [ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) رواج گرفتن. رونق و گرمی پیدا کردن. رایج شدن. رجوع به رواج گرفتن و رواج شود.

فرهنگ فارسی

رواج گرفتن رونق و گرمی پیدا کردن رایج شدن

جمله سازی با رواج یافتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از نظر مکتب فرانکفورت، پیدایش و رواج یافتن رسانه‌های جمعی و «صنعت فرهنگ» و رخنهٔ بی‌وقفهٔ آن‌ها در زندگی در طول قرن بیستم، نشانگر چرخش از سرمایه‌داری لیبرالی خود تنظیم شوندهٔ قرن نوزدهم به «سرمایه‌داری سازمان یافته و سراپا برنامه‌ریزی شدهٔ» قرن بیستم است.

💡 بعد از رواج یافتن مسیحیت در اروپا و توأم شدن قدرت کلیسا با قدرت امپراتوری روم مراکز علمی زیر نفوذ دستگاه حاکمه قرار گرفت تا آنجا که در قرن ۶ میلادی چنان‌که قبلاً اشاره شد دانشگاه‌ها و مدارس آتن و اسکندریه تعطیل گردید این دوران که در حدود یک هزار سال ادامه یافت به قرون وسطی موسوم شده و ویژگی کلی آن تسلط کلیسا بر مراکز علمی و برنامه مدارس و دانشگاه‌ها است.

💡 با رواج یافتن اهمیت آموزش عالی در میان عموم، در بین سال‌های ۱۸۸۰ تا ۱۹۰۰، قریب ۲۵۰ دانشگاه جدید تأسیس گردید. و تعداد دانشجویان دوبرابر افزایش یافت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران