رها شدن

لغت نامه دهخدا

رها شدن. [ رَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) نجات یافتن. خلاص گشتن ( از قید و بند ). ( یادداشت مؤلف ) ( فرهنگ فارسی معین ). آزاد شدن. یله گشتن. ( یادداشت مؤلف ). طلاق؛ رها شدن از قید نکاح. ( از منتهی الارب ). رها شدن زن از شوهر. ( ترجمان القرآن ) ( از دهار ) ( از تاج المصادر بیهقی ):
گفتم چو نامشان علما بود و کار جود
کز دست فقر جهل چو ایشان رها شدم.ناصرخسرو.رها شد از شکم ماهی و شب دریا
به یک سخن چو شنیدیم یونس بن متی.ناصرخسرو.ایشان دواند جان و تن دین سوی حکیم
باطل ز حق به حکمت ایشان رها شده ست.ناصرخسرو.به بند دهر چه ماندی بمیر تا برهی
که طوطی از پی این مرگ شد ز بند رها.خاقانی.دل هر که صید کردی نکشد سر از کمندت
نه دگر امید دارد که رها شود ز بندت.سعدی.دیوی که خلق عالمش از دست عاجزند
عاجز در آن که چون شود از دست او رها.سعدی. || جدا شدن. خلاص یافتن:
چو شب تیره شد قارن رزمخواه
رها شد ز سالار توران سپاه.فردوسی. || بیرون شدن. به دررفتن:
کجا بودم اکنون فتادم کجا
عنان سخن شد ز دستم رها.فردوسی.تا زلف او به بادصبا آشنا شده ست
از دست دل عنان صبوری رها شده ست.صائب ( از آنندراج ).- رهاشده؛ طلیق. مطلق. مستخلص. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

آزاد شدن. یله گشتن. طلاق. رها شدن از قید نکاح.
( مصدر ) نجات یافته خلاص گشتن ( از قید و بند ).

جمله سازی با رها شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ژن پس از رها شدن توسط دوست دخترش اوا، که از رفتار منفی و جنسیتی بی‌امان او خسته شده بود تصمیم می‌گیرد با کشتن او با یک مامبا (مار سمی) انتقام بگیرد.

💡 شبکه عنکوبتی ۱۲۵٬۰۰۰ کلمه‌ای از عبارات پیچیده که هر مقام صادقی هنگام گیر کردن در آن بیهوده تلاش برای رها شدن از آن را می‌کند. تنها کسانی که از این شبکه سود می‌برند، معمارانی بی‌نام عنکبوتی آن هستند که نفعشان در آشوب، درگیری و مناقشات است.

💡 برنامه‌های ضدویروس همیشه در برابر ویروس‌های جدید مؤثر نیستند، حتی آن‌هایی که از روش‌های غیر امضایی استفاده می‌کنند که باید ویروس‌های جدید را تشخیص دهند. دلیل این امر این است که طراحان ویروس ویروس‌های جدید خود را بر روی برنامه‌های اصلی ضدویروس آزمایش می‌کنند تا مطمئن شوند که قبل از رها شدن آن‌ها به سمت وحشی شناسایی نشده‌اند.

💡 کامیلو گلجی فیزیولوژیست اعصاب که اهل ایتالیا بود توضیح داد که بیماری مالاریا حداقل دارای دو شکل متفاوت است. یکی با دورهٔ تب سه‌روزه (تب بعد از ۲ روز) و دیگری دورهٔ چهار روزه (تب بعد از ۳ روز). همچنین او مشاهده کرد که هرکدام از اشکال بیماری شکل‌های متفاوتی از مروزوییت را تولید می‌کنند که تب در اثر بلوغ و رها شدن آن‌ها در خون اتفاق می‌افتد.