رنگریزی

مترادف‌ها

رنگ کردن، رنگ‌آمیزی

لغت نامه دهخدا

رنگریزی. [ رَ ] ( حامص مرکب ) رنگرزی. صباغی. رجوع به رنگریز و رنگرزی شود.

فرهنگ فارسی

رنگرزی صباغی

جمله سازی با رنگریزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وقتست که رنگریزی تاک کنند خوبان چمن جلوه بر افلاک کنند

💡 در صنایع نساجی مدرن، فرآیند رنگریزی پارچه‌ها یکی از حساس‌ترین مراحل تولید است که نیاز به دقت بسیار بالا و دانش شیمیایی متخصصان دارد.

💡 استادکاران قدیمی در کارگاه‌های سنتی، با استفاده از مواد گیاهی طبیعی، هنر رنگریزی را به شکلی بی‌نقص به نسل‌های بعدی خود منتقل می‌کنند.

💡 کیفیت نهایی یک محصول پارچه‌ای تا حد زیادی به دقت در مرحله رنگریزی بستگی دارد تا رنگ‌ها به طور یکنواخت و ماندگاری روی الیاف قرار بگیرند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران