لغت نامه دهخدا
رنگ و روغن. [ رَ گ ُرَ / رُو غ َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) در اصطلاح نقاشی پرده ها و تابلوهایی را گویند که با رنگ آمیخته با روغن تصویر شده باشند. مقابل سیاه قلم و آب و رنگ.
رنگ و روغن. [ رَ گ ُرَ / رُو غ َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) در اصطلاح نقاشی پرده ها و تابلوهایی را گویند که با رنگ آمیخته با روغن تصویر شده باشند. مقابل سیاه قلم و آب و رنگ.
( اسم ) رنگی که مایه اصلی آمیخته با آن روغن مخصوص باشد رنگ روغن مقابل آبرنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 177- بعضى از خانه ها تعلق به شاهزادكگان قاجاريهداشت.در يكى ازآنهاتصوير فرزندان فتحعليشاه و ديوار گچى با رنگ و روغن به طرز ماهرانه،درقدمهاى بلند نقاشى شده بود.اين تصويرها را با گچ از ديوار جدا ساختند و درموزهحضرت معصومه به يادگار گذارند. 178- زندگانى آيه الله بروجردى، ص213.
💡 آینه کاری تالار آینه و نقاشیهای جالب رنگ و روغن سقف اتاقها و ایوانها ترمیم گردید. محوطه باغ که به صورت مخروبهای درآمده بود مجدداً تعمیر و با همان طرح اصلی خود ترمیم گردید. قسمت عمده از کاشی کاری نمای جرزها که فرو ریخته بود، مجدداً با همان سبک اولیه در محل نصب گردید.