رنگ دادن

لغت نامه دهخدا

رنگ دادن. [ رَ دَ ] ( مص مرکب ) رنگ بخشیدن. رنگ کردن:
بیاسود یک هفته بر جای جنگ
به یاقوت می روی را داد رنگ.نظامی ( از آنندراج ). || رنگ پس دادن. رنگ از دست دادن. || رنگ گرفتن یا ستاندن. متغیر شدن رنگ بسبب خجالت و انفعال. ( آنندراج ). رجوع به رنگ گرفتن شود:
می دهد رنگی و رنگی می ستاند هر زمان
بس که دارد انفعال از چهره دلدار گل.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

رنگ بخشیدن رنگ کردن رنگ پس دادن

جمله سازی با رنگ دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شیوه بخشش بدست آور، که گردی ارجمند تکیه بر دست شهان، از رنگ دادن زد حنا

💡 کاهش طول عمر البسهٔ دارای پارچه‌های حساس، امکان آسیب رساندن به تار و پود پارچه، تغییر فرم و شکل البسه، امکان تغییر سایز البسه، رنگ دادن بیشتر البسه

💡 بعرصه دادن شوق و به آب شستن یأس بدستیاری توفیق و رنگ دادن کار

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز