رمج

لغت نامه دهخدا

رمج. [ رَ ] ( ع مص ) پیخال کردن مرغ. ( منتهی الارب )( آنندراج ). فضله انداختن مرغ. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

پیخال کردن مرغ فضله انداختن مرغ

جمله سازی با رمج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ولی وجود که در ترس و رمج و بیم بود اگر نبودی خود غایت کرم بودی

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز