رشکان

لغت نامه دهخدا

رشکان. [ رَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان دول بخش حومه شهرستان ارومیه. آب آن از قنات و چشمه. محصول آنجا غلات و انگور و حبوب و چغندرقند و توتون. سکنه 308 تن. صنایع دستی جاجیم بافی. راه شوسه. پاسگاه ژاندارمری و 3 باب مغازه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

ده از دهستان دول بخش حومه شهرستان رضائیه.

دانشنامه عمومی

رشکان (شهربابک). رشکان، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان شهربابک در استان کرمان است.
این روستا در دهستان مدوارات قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۲۳ نفر ( ۸ خانوار ) بوده است.

جمله سازی با رشکان

💡 رشکان علیا، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سردشت در استان آذربایجان غربی ایران است.

💡 رشکان یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر فنوج استان سیستان و بلوچستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.

💡 رشکان ۱ یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر فنوج استان سیستان و بلوچستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.سنگ میزبان این اندیس آهک، شیل، دیاباز است و دیرینگی آن به دوران مزوزوئیک می‌رسد. در این اندیس، پاراژنز‌های کربنات مس و اکسید آهن یافت می‌شوند.

💡 33- سد رشکان – در مرحله اول – استان آذربایجان غربی.

💡 رشکان سفلی، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان سردشت استان آذربایجان غربی ایران.

💡 دژ رشکان در نزدیکی صفائیه (محله) شهر ری و تپه چشمه‌علی قرار دارد. یکی از دژ و قلعه‌های محافظ هسته اولیه ری به‌شمار می‌رفت. این دژ با ساختاری متشکل از لاشه سنگ و ساروج، متعلق به دوره اشکانیان است. این دژ گذشته با انتساب به فخرالدوله ابن رکن الدوله دیلمی، فخرآباد نامیده می‌شد.