رشته دار

لغت نامه دهخدا

رشته دار. [ رِ ت َ / ت ِ ] ( نف مرکب ) متعلق و منسوب و دارای خویشی و قرابت و علاقه. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

متعلق و منسوب و دارای خویشی و قرابت و علاقه.

جمله سازی با رشته دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مگو مرغ دولت ز قیدم بجست هنوزش سر رشته داری به دست

💡 بر رفوگر چشم کی دوزد قبای پاره ام گر به سوزن رشته داری دسترس باشد مرا