لغت نامه دهخدا
( رخشة ) رخشة. [ رَ ش َ ] ( ع اِمص ) جنبش. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
( رخشة ) رخشة. [ رَ ش َ ] ( ع اِمص ) جنبش. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیزلف و رخشه نمیتوان بود چون نیست ز جان و سر گزیرم