رخته

لغت نامه دهخدا

رخته. [ رَ ت َ / ت ِ ] ( ص ) مجروح و زخمدار و بیمار و دردمند. ( ناظم الاطباء ). بیمار. ( فرهنگ ولف ) ( یادداشت مؤلف ). خسته. ( از شعوری ج 2 ص 15 ).

فرهنگ فارسی

مجروح و زخمدار و بیمار و دردمند

جمله سازی با رخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نزد یقین او نتوان رخته از گمان پیش گمان او نتوان صرفه با یقین

💡 سینه اش سوراخ سوراخ از سنان رخته بر صندوق سرکن فکان

💡 ز کار بزرگان چو پردخته شد شهنشاه زآن رنجها رخته شد

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز