لغت نامه دهخدا
ربایان. [ رُ ] ( نف، ق ) وصف حالی ( صفت حالیه ). در حالت ربودن. در حال ربودن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
ربایان. [ رُ ] ( نف، ق ) وصف حالی ( صفت حالیه ). در حالت ربودن. در حال ربودن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
وصف حالی در حالت ربودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کودکان ممکن است از زنان و دخترانی که مجبور به «ازدواج» با آدم ربایان و اشغالگران هستند زاده شوند. چنین موردی در اشغال تیمور شرقی توسط اندونزی و در درگیری ارتش مقاومت خدا در اوگاندا اتفاق افتاد.
💡 چهره نعمت الوان دو سه روزی سرخ است دامن عیش ابد لقمه ربایان دارند
💡 آن کس که ربود از رخ مر کاه ربایان را انصاف بده آخر با او چه کند یک که
💡 گروهی پس اینکه مورد هدف آدم ربایان قرار میگیرند و ماشیننشان از جاده خارج میشود و در یک کانال آب فرو میرود، باید برای زنده ماندن تلاش کنند. اما…
💡 دل ربایان بیدلان را دل به دشواری دهند لیک هر کامی که دل خواهد برد آسان برند
💡 در غرب، آدم ربایان سوار بر آب رودخانه اوهایو میشدند، بردگان را در کنتاکی میدزدیدند و افراد آزاد را در اوهایو جنوبی، ایندیانا و ایلینوی میربودند که سپس به ایالتهای برده منتقل میکردند.