راغم

لغت نامه دهخدا

راغم. [ غ ِ ] ( ع ص ) راغم انف یا راغم الانف؛ ذلیل. ج، رُغُم ُ الاْ ُنوف: لنا الفضل فی الدنیا وانفک راغم ٌ. ( از اقرب الموارد ). کسی که بینی او بکثافت مالیده شده باشد. || در اصطلاح امروزی به کسی گویند که در کار یا مطلب مورد علاقه و اشتیاق خود بسختی شکست داده شود.
- راغِم داغِم؛ از اتباع است. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

راغم یا راغم الانف ذلیل کسی که بینی او بکثافت مالیده شده باشد.

جمله سازی با راغم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو امکان نیست یک گل چیدن از وصل چه حاصل ای جهان از باغ و راغم

💡 اگرنه سرو قدّت دربر آید به دیده در نیاید باغ و راغم

💡 چون سینه ماتم‌زدگان غرقه داغم در کسوت سوسن شکفد لاله راغم

💡 مرا مبر به تفرج، مکن حدیث تماشا که بر جمال رخ او، نه مرد گلشن و راغم

استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز