راعده
لغت نامه دهخدا
( راعدة ) راعدة. [ ع ِ دَ ] ( ع ص، اِ ) ابر با بانگ. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( از المنجد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ابر با رعد. ( مهذب الاسماء ). ابر باتندر. ( یادداشت مؤلف ). || ابر غرنده بی باران. ( از تاج العروس ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). و منه المثل: صلف تحت الراعده در حق پرگوی بی خیر گویند.( از تاج العروس ) ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( از المنجد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مثل برای کسی که زیاد حرف میزند ولی عمل نمیکند. ( از تاج العروس ).
- بنوراعدة؛ بطنی است از عرب. ( آنندراج ).
جمله سازی با راعده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ((اين بود همان ركن دومى كه بقول پيامبر اكرم (ص )، امروز از دست دادم )) اين حديث راعده اى از علماء به اين شرح نقل كرده اند:
💡 سگ سياه بر روى جنازه از دكتر حسن احسان تهرانى كه در كربلا مطب داشتهنقل شده است: روزى مشرف به كاظمين شدم و بعد از آن كنار دجله رفتم، ديدم جنازه اى راعده اى بر دوش گرفته و به سمت حرم مطهر حركت مى كنند.
💡 از دكتر حسن احسان تهرانى كه در كربلا مطب داشتهنقل شده است: روزى مشرف به كاظمين شدم و بعد از آن كنار دجله رفتم، ديدم جنازه اى راعده اى بر دوش گرفته و به سمت حرم مطهر حركت مى كنند.
💡 صدای مهیب و لرزان آن راعده در دل شب، تمام ساکنان روستا را از خواب پراند و آنها را با ترس و لرز به خیابان کشاند.
💡 در متون کهن، توصیف پدیدههای طبیعی مانند راعده و صاعقه با عبارات بسیار پرقدرت و مهیب انجام میشد تا عظمت قدرت طبیعت را نشان دهد.
💡 وقتی آسمان سیاه شد و اولین برخورد راعده در میان ابرها شنیده شد، همه متوجه شدند که طوفانی سهمگین در راه است و باید پناه بگیرند.