راشته
لغت نامه دهخدا
راشته. [ت ِ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان حومه شهرستان کرج، در 22هزارگزی جنوب باختری کرج، کنار راه عمومی کرج به اشتهارد. این ده در جلگه قرار گرفته، هوای آن معتدل و سکنه آن 86 تن است که به زراعت اشتغال دارند. آب آن از قنات تأمین میشود و محصولات آن غلات، چغندرقند، بنشن، و میوه های مختلف است و دارای باغستانها و راه ماشین رو میباشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
جمله سازی با راشته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سطح بالای آبهای زیرزمینی این منطقه و سرازیر شدن آنها در دهههای گذشته باعث به وجود آمدن مناطق سرسبز و باغات فراوان شده بود. در راشته تپههایی باستانی وجود داشت که امروزه با ساختوساز تخریب شدهاند.(قلعه مشه بور بور و فروشگاه هاپیر توریستی حسن بوداغ از جاذبه های گردشگری راشته (راه شتر)می باشد.
💡 تپههای باستانی راشته به سده ۵ تا ۹ ه. ق مربوط است.
💡 راشته از روستاهای ماهدشت در بخش مرکزی شهرستان کرج استان البرز ایران است که امروزه به نام «کوی راشته» به عنوان محلهای از شهر ماهدشت درآمده است.
💡 دوندارلی ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره راشته باشد:
💡 کوی راشته واقع در جنوب شهرستان ماهدشت استان البرز، از طرف شرق در مجاورت صفادشت و ملارد و شهرستان شهریار استان تهران و از طرف غرب، شهرستان اشتهارد و بوئین زهرا استان قزوین قرار دارد.