لغت نامه دهخدا
راست جوی. ( نف مرکب ) جوینده راست. مقابل کژجوی. که راست جوید.
راست جوی. ( نف مرکب ) جوینده راست. مقابل کژجوی. که راست جوید.
جوینده راست. مقابل کژ جوی که راست جوید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به هر حال با پادشا راست گوی و گر هزل باشد ره راست جوی
💡 تو خود فا و لام و الف راست گوی پس از دیگران گفتهٔ راست جوی