رازه
مترادفها
راز، نهان، پنهان
لغت نامه دهخدا
( رازة ) رازة. [ زَ ] ( ع اِ ) ج ِ راز. ( اقرب الموارد ). ج ِ راز بمعنی بنا، گلکار. ( ناظم الاطباء ). مهتر بنایان. ( منتهی الارب ). و رجوع به راز شود.
رازه. [ زَ / زِ ] ( اِ )سرّ. راز. ( ناظم الاطباء ). || پوشیده. پنهان. اسرار نهفته دل. ( آنندراج ). رجوع به راز شود.
فرهنگ عمید
= راز۱
فرهنگ فارسی
( اسم ) مطلب پوشیده امر پنهان سر.
جمله سازی با رازه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ایوان خرابات آر رو ازکعبه تا بینی علو همت بانی و حسن صنعت رازه
💡 حدسِ حرفای نگفتهت، مثِ دزدیدنِ رازه. ۲۸۴
💡 وی 13 اکتبر سال 1924 متولد شده است. والدین او مهاجران ایتالیایی انجیلا ویاله و رازه مریه پریویدین بودند، که هر دو اهل کازاتیسما، شهری در استان پاویا بودند.
💡 اگر نقّاش بشناسی تو درجان بگوید رازهات اینجای پنهان