رادیوس
مترادفها
شعاع
لغت نامه دهخدا
رادیوس. ( فرانسوی، اِ ) بمعنی استخوان زند اعلی. ( فرهنگ نفیسی ). رجوع به ترکیب زند اعلی در ذیل زند شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - مناطقی که بر روی جلد بدن خارپوستان با داشتن پاهای آمبولاکری مشخص است و معمولا تعداد این مناطق ۵ تا است. خارپوستان. ۲ - زند اعلی.
ماخوذ از فرانسه بمعنی استخوان زند اعلی.
جمله سازی با رادیوس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لیگامان چهارگوش به صورت یک باند نسبتاً عریض میباشد که از یک طرف به لبه تحتانی بریدگی رادیوس در روی اولنا میچسبد و در طرف دیگر به گردن رادیوس اتصال دارد. لبه های این لیگامان توسط فیبرهایی که از لیگامان حلقوی به آن میرسند تقویت می شود. طول لیگامان ۱۱ میلیمتر عرض ان ۸ میلیمتر و ضخامت آن یک میلیمتر است.