دینار دار
مترادفها
پولدار، ثروتمند
لغت نامه دهخدا
دیناردار.( نف مرکب ) دارنده دینار. غنی. مالدار:
زمانی بیاید که درویش زار
شود خوار بر چشم دیناردار.فردوسی.
فرهنگ فارسی
دارنده دینار.
جمله سازی با دینار دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وگر جنگ را یار داری کسی همان گنج و دینار داری بسی
💡 نه تو دینار داری و من دانگ به رخ من چرا برآری بانگ؟
💡 در داستانهای قدیمی و افسانههای عامیانه، شخصیتهای دینار دار معمولاً با آزمونهای اخلاقی سختی روبرو میشوند که ثروت آنها را در برابر صداقت قرار میدهد.
💡 تجارت در مسیرهای ابریشم نیازمند حضور بازرگانان دینار دار بود که با سرمایههای عظیم خود، باعث رونق اقتصادی و تبادل فرهنگی میان شرق و غرب میشدند.
💡 در آن دوران، فردی که دینار دار و صاحب منصب بود، قدرت زیادی در تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی مناطق مختلف تحت فرمانروایی خود داشت.