دیلمانی

لغت نامه دهخدا

دیلمانی. [ دَ ل َ ] ( ص نسبی ) منسوب است به دیلمان که قریه ای است از قرای اصفهان. ( از انساب سمعانی ).

دانشنامه آزاد فارسی

دِیْلَمانی
دِیْلَمانیاز گویش های گیلکی، در دیلمان، نزدیک به گویش های گالشی و تالشی. واکه های دیلمانی عبارت اند از ü u o i e a و مصوت هاب مرکب oy، ow و ay. b فارسی در دیلمانی v است، مانند vini «بینی»، varf «برف»، g نیز به v بدل می شود، مانند varg «گرگ». x و f میانی اغلب حذف می شوند، مانند sutan «سوختن»، putan «پختن»، نشانة مصدری an است. u به i تبدیل می شود، مانند pil «پول»، pali «پهلو». h میانی اغلب می افتد، مانند pali «پهلو»، baytar «بهتر». برخی از واژه های دیلمانی: papoy «فاخته»، gusand «گوسفند»، tarsuk «ترسو»، pitunak «پوند» و jet «یوغ».

جمله سازی با دیلمانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ساکنین این روستا به زبان‌های کردی کرمانجی صحبت می‌کنند. ایشان از کردهای عمارلو می‌باشند. زبان غالب مردم این منطقه گیلکی با لهجه دیلمانی می‌باشد.

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز