لغت نامه دهخدا
دیر هند. [ دَ رِ هَِ ] ( اِخ ) قریه ای از قرای دمشق است از اقلیم بیت الابار. عبدالکریم بن ابی معاویةبن ابومحمدبن عبداﷲبن یزیدبن معاویةبن ابوسفیان در این دیر سکنی داشت. ( از معجم البلدان ).
دیر هند. [ دَ رِ هَِ ] ( اِخ ) قریه ای از قرای دمشق است از اقلیم بیت الابار. عبدالکریم بن ابی معاویةبن ابومحمدبن عبداﷲبن یزیدبن معاویةبن ابوسفیان در این دیر سکنی داشت. ( از معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 براهیم مالک ورا پیشرو سوی دیر هند آمد آن میرنو