لغت نامه دهخدا
دکانی. [ دُک ْ کا نی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به دکان. || صاحب دکان. ( اقرب الموارد ).
دکانی. [ دُک ْ کا نی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به دکان. || صاحب دکان. ( اقرب الموارد ).
منسوب به دکان. صاحب دکان.
دکانی ( به لاتین: Dokani ) یک منطقهٔ مسکونی در افغانستان است که در ولایت بامیان واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این چار سو که مرکز سودای ما وتوست دارد دکانی از نفس آرایی زبان
💡 نشاط است در دشت در پایکوبی دماغ است در شهر پایِ دکانی
💡 کو خط مشکین که این هنگامه را بر هم زند؟ خوش دکانی بر خود آن زلف پریشان چیده است
💡 ز من و ماست که جانی بگشادهست دکانی و اگر نه به چه بازو کشد او قوس خدایی
💡 زرگر رنگ رخ ما چو دکانی گیرد لقب زرگر ما را همه قلاب کنی
💡 بسکه از هر حلقه در هر سو دکانی چیده است بهر سودا کوچه آن زلف بازار خوشیست