لغت نامه دهخدا
دوگانی. [دُ ] ( ص نسبی ) منسوب به دوگان. دوتایی:
من از تو همی مال توزیع خواهم
بدین خاصگانت یگانی دوگانی.منوچهری.
دوگانی. [دُ ] ( ص نسبی ) منسوب به دوگان. دوتایی:
من از تو همی مال توزیع خواهم
بدین خاصگانت یگانی دوگانی.منوچهری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لذت حلوای ایمان کی فرو آید به حلقت؟ چون ترا دراعه شش تویست و پیراهن دوگانی
💡 این بنا در مرکز شهر ساری واقع شده و مربوط به دوران افشاریه یا زندی ه میباشد، منبع اصلی به وسیله پلکانی به پای شیر و انبار آب دسترسی دارد. پلان آن گرد و با گنبد هلالی است که همه آن با آجر و ملاط ساخته شده و در بخش دوگانی گنبد دریچههایی برای فراهم آوردن روشنائی درون آب انبار تعبیه گردیده است.
💡 محمدحسن دوگانی آغچغلو (زادهٔ ۱۳۳۵ در فسا، درگذشته ۱۴ شهریور ۱۳۹۷) نمایندهٔ حوزهٔ انتخابیهٔ فسا در دورهٔ هفتم و هشتم و نهم مجلس شورای اسلامی بودهاست.
💡 صد شاعر استاد به صد سال دوگانی از مطلع یکی شعر تو نایند به مقطع
💡 حدس زده میشود که مذهب میانرودانی بر روی اندیشه دوگانی (ثنویت) ایرانی تأثیر گذاشته است. در مورد اندیشه دیو، این تأثیر به طور یقین، صحت دارد.
💡 در این دره چشمههای فراوانی قرار دارد که آب آنها در تابستان سرد و در زمستان گرم میباشند. از مهمترین این چشمهها، چشمه دوگانی «گاوبینی» است که از گذشته به «انگشت شاه» شهرت یافته است. محل جوشش این چشمه در حدود ۶ متری سینه کوه میباشد.