لغت نامه دهخدا
دوک ریس. ( نف مرکب ) آنکه با دوک نخ ریسد. زن یا کسی که رشتن پنبه و پشم و جز آن با دوک پیشه دارد. || دوزنده با نخ پنبه. ( ناظم الاطباء ).
دوک ریس. ( نف مرکب ) آنکه با دوک نخ ریسد. زن یا کسی که رشتن پنبه و پشم و جز آن با دوک پیشه دارد. || دوزنده با نخ پنبه. ( ناظم الاطباء ).
( صفت ) آنکه با دوک ریسد دوک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چرخ چرخه، ابر پنبه، رشتۀ باران کناغ دوک ریسی طرفه پیش آورد زال روزگار