فرهنگستان زبان و ادب
{puppet state} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] دولتی برخوردار از حاکمیت که در ظاهر به ارادۀ دولت قوی تر عمل می کند، ولی درواقع استقلال نسبی دارد
{puppet state} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] دولتی برخوردار از حاکمیت که در ظاهر به ارادۀ دولت قوی تر عمل می کند، ولی درواقع استقلال نسبی دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دولت ویتنام شمالی برای اتحاد تحت حکومت کمونیستی میجنگید، آنها اختلاف را ابتدا جنگ مستعمراتی فقط علیه نیرویهای استعماری فرانسوی میدانستند اما وقتی آمریکا به ویتنام جنوبی پیوست اختلاف را به جنگ علیه کل دولت ویتنام جنوبی که آن را دولت دست نشانده آمریکا میخواندند، تغییر دادند (اگرچه پیش از ورود آمریکا به این جریان فرانسویها به واسطه تغییرات صورت گرفته در خود فرانسه در حال ترک ویتنام بودند).
💡 پس از تصرف منچوری در سال ۱۹۳۲ ژاپن دولت دست نشاندهای به نام مانچوکوئو را در آن را برپا کرد و پویی، آخرین امپراتور چین را به عنوان پادشاه آن بر منصب نشاند. سال ۱۹۳۳ هنگامی که جامعه ملل به تصرف این قسمت از خاک چین اعتراض کرد، ژاپن خود از این سازمان خارج شد.
💡 اعلام جمهوری در واقع به معنای فراخوانی برای یک قیام عمومی بود، زیرا در آن زمان اندونزی هنوز تحت اشغال ژاپن بود. ژاپن که در همه جبههها شکست خورده بود، سعی در ایجاد یک دولت دست نشانده «مستقل» داشت که از نزدیک با دولت اشغالگر مرتبط باشد. کاملاً طبیعی است که چنین «استقلال» ای توسط هلندیها یا انگلیسیها که فقط بهانه ای برای شروع مداخله میجستند، تشخیص داده نمیشد.
💡 آغاز تهاجم امپراتوری ژاپن به منچوری در تاریخ ۱۸ سپتامبر ۱۹۳۱ میلادی و روز بعد از حادثه موکدن بود. ژاپن پس از تسلط بر منچوری یک دولت دست نشانده، به نام مانچوکوئو ایجاد کرد. اشغال ژاپن تا پایان جنگ جهانی دوم به طول انجامید. این دولت دست نشانده مرکب از سه ایالت شمال شرقی چین بود. به دنبال آن کشورهای جهان واکنش نشان داده و این اقدام ژاپن را تقبیح کردند.