دوست باز

لغت نامه دهخدا

دوست باز. ( نف مرکب ) رفیق باز. که بیشتر در خدمت و کمک و معاشرت دوستان سرکند. معاشر. دوست پرست. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

رفیق باز.

جمله سازی با دوست باز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به ارمغانی من بوی دوست باز آور دوای جانم ازان زلف پرشکن برسان

💡 دوست باز از لب شیرین سخن از دشمن گفت شهد با زهر هلاهل زچه یارب آمیخت

💡 چنان به گرد سر دوست باز می‌گردم که پیل مست به هندوستان نمی‌گردد

💡 ز سنگ خون بچکد گر به دوست باز نمایم که در فراق چو خون میخورم خدای علیم است

💡 آنکو بعلم وعقل خود از دوست باز ماند عقلش جنون شناس که علمش جهالتست

💡 گاه قتلم از حسد بگرفت دشمن دست دوست باز در صد محنتم افکند و دارد منّتی

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز