دو طرفی

مترادف‌ها

دوطرفه، دوجانبه

متضادها

یک‌طرفه

لغت نامه دهخدا

دوطرفی. [ دُ طَ رَ ] ( ص نسبی مرکب ) بین اثنین و جانبین و از دو کنار. ( ناظم الاطباء ). || ( اصطلاح جانورشناسی ) هر گاه سطحی در طول بدن و در وسط سطح پشتی و شکمی بگذرانیم حیوان را به دو بخش کاملاً قرینه ( راست و چپ ) تقسیم نماییم به قسمی که اندام یک طرف عیناً در طرف دیگر تکرار شود این نوع قرینه را دوطرفی و جانورانی را که قرینه دوطرفی دارند آرتیوزوئر گویند. ( از جانورشناسی عمومی فاطمی ج 1 ص 195 ).

فرهنگ فارسی

بین اثنین و جانبین و از دو کنار.

جمله سازی با دو طرفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ستاره‌های دریایی دارای ۵ جفت اندام جنسی هستند که هر جفت درون یک بازو واقع است. در بیشتر موارد، عمل لقاح در درون آب دریا صورت می‌گیرد و حاصل رشد تخم، ایجاد کرمکی شناگر و آزاد به نام بی‌پیناریا است که تقارن دو طرفی دارد. این کرمک (لارو) سرانجام مراحل دگردیسی بسیار پیچیده‌ای را طی می‌کند و مبدل به موجود بالغ جوانی با تقارن شعاعی ثانویه می‌شود.

💡 در تحلیل‌های اقتصادی مدرن، بررسی اثرات دو طرفی سیاست‌های پولی بر بازار سرمایه و نرخ تورم برای تصمیم‌گیری‌های درست بسیار حیاتی و ضروری است.

💡 این معامله دارای جنبه‌های دو طرفی است که هم می‌تواند سودآور باشد و هم ریسک‌های بسیار بزرگی را برای سرمایه‌گذاران در بازار ایجاد کند.

💡 برای حل این مشکل پیچیده، باید به اثرات دو طرفی تصمیمات مدیریتی بر روحیه کارکنان و همچنین بهره‌وری کلی سازمان توجه ویژه‌ای داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران