لغت نامه دهخدا
ده دو. [ دَه ْ دُ ] ( اِ مرکب ) دو قسمت از ده قسمت چیزی. دو عشر. نفعی است معین که سوداگران با هم دارند. ( لغت محلی شوشتر ).
ده دو. [ دَه ْ دُ ] ( اِ مرکب ) دو قسمت از ده قسمت چیزی. دو عشر. نفعی است معین که سوداگران با هم دارند. ( لغت محلی شوشتر ).
دو قسمت از ده قسمت چیزی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باز ده دو دیدهام را آن زمان که بگیرم مصحف و خوانم عیان
💡 هر کسی شعر من امروز فروشد به سلم ده دو افزون خرد از نقرهٔ خالص تجار
💡 غم میکشدم مطرب بر تار بزن دستی دیوانه شدم ساقی در ده دو سه پیمانه
💡 مرا ببر بمقامی که اندرو تو مقیم نمای روی و بمن ده دو چشم خویش بوام
💡 شبی به دست دلم ده دو زلف مشکین را به جان تو که مده بیش ازین مرا وسواس
💡 به هفت و ده دو نگه کرد شاه که چون گشت خواهد همی سال و ماه