لغت نامه دهخدا
ده حبه. [ دِه ْ ح َب ْ ب ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ریوند بخش حومه شهرستان نیشابور. واقع در6هزارگزی جنوب باختری نیشابور دارای 302 تن سکنه است. آب آن از قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
ده حبه. [ دِه ْ ح َب ْ ب ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ریوند بخش حومه شهرستان نیشابور. واقع در6هزارگزی جنوب باختری نیشابور دارای 302 تن سکنه است. آب آن از قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخلاف ادراكهاى حسى، كه راه خطاى آن بسته است، براى اينكه وقتى مثلا يك حبه قند راچشيديم، و ديديم كه شيرين است، و اين ادراك خود رادنبال نموده، در ده حبه، و صد حبه و بيشتر تجربه كرديم، يقين مى كنيم كه پسبطور كلى قند شيرين است، و اين دركهاى ذهنى چندين باره را در خارج نيز اثبات مىكنيم. اين دليل غربى ها است، بر عدم جواز اعتماد بر براهين عقلى، اما دليلشانعليل، و مورد اشكال است، آنهم چند اشكال.