دندان کردن

لغت نامه دهخدا

دندان کردن. [ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از اعراض کردن باشد. ( برهان )( انجمن آرا ) ( از آنندراج ). رو برتافتن. ( آنندراج ).
- دندان بر چیزی کردن؛ کنایه از طمع و توقع و خواهش آن داشتن است. ( از آنندراج ).
|| کنایه از مضایقه نمودن باشد. ( برهان ) ( از آنندراج ).دریغ داشتن. ( آنندراج ):
از لب و دندان وی گر بوسه ای سازم طمع
لب چه بگشایم که با من او چه دندان می کند.سراج الدین سگزی ( از انجمن آرا ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - اعراض کردن. ۲ - مضایقه نمودن.

جمله سازی با دندان کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بازی کردن دو سگ با هم تعدادی رفتار را شامل می‌شود که برخوردهای مهاجمانه محسوب می‌شوند. مانند دندان دندان کردن، گاز گرفتن و غریدن.

تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز