لغت نامه دهخدا
دنداری. [ دَ ] ( اِ ) نوعی خرماست. ( لغت محلی بلوچستانی، نیک شهر ). ( یادداشت مؤلف ).
دنداری. [ دَ ] ( اِ ) نوعی خرماست. ( لغت محلی بلوچستانی، نیک شهر ). ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در کتاب چند روز پس از کشته شدن کتلین استارک جسدش توسط برادران بدون پرچم پیدا و نزد لرد بریک دنداریون برده شد تا او با آخرین شعله نفس خودش کتلین را زنده کندو خود بمیرد.