دمبه

لغت نامه دهخدا

دمبه. [ دُ ب َ / ب ِ ] ( اِ ) دنبه و دنباله میش. ( ناظم الاطباء ). رجوع به دنبه شود.
دمبه. [ دُ ب َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کزاز بالا از بخش سربند شهرستان اراک. آب آن از رودخانه آستانه. سکنه آن 462 تن. راه آن اتومبیلرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

فرهنگ عمید

= دنبه

فرهنگ فارسی

دنبه و دنبال. میش.

جمله سازی با دمبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اشاره: اولا، قذرات قدريه كه در كلام رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به آناشارت رفته سبب شد كه هر كدام از جبريه و مفوضه، ديگرى را به آن متهم كنند. ثانيا،چون عصيان در آيه مزبور به خود انسان اسناد داده شد، زيرا هر دو گناه افساد و سفك دمبه وى منسوب شد، معلوم مى شود كه جبر، باطل است و چون زمام امور به دستجاعل است معلوم مى شود كه هيچ كس در كار خودمستقل نيست، گرچه مختار است.

💡 دَمبَه یا دَمبو در زبان تالشی به‌معنی بوی خوش، لِو همان لب در زبان فارسی به‌معنی کناره یا ساحل و اُو همان آب یا رودخانه است و دمبه‌لوو یعنی بوی خوشی در کناره رود به مشام می‌رسد.

💡 دنبه یا دُمبه، بخشی از بدن گوسفند است که به جای دم در انتهای پشتی تن حیوان آویخته شده و متشکل از چربی است. همه گوسفندان دنبه ندارند. دنبه را هم کباب می‌کنند و هم از آن روغن می‌گیرند، و به باسن دمبه هم میگویند.

💡 در این شش و بش بودم که خواب گرمه‌گرمه ربودم، آی مار، ماری ماری دیدم دراز و باریک از سوراخ‌سمبه‌ها سر بیرون کشید و نرمه‌نرمه آمد و آمد تا میان اتاق نیمه‌تاریک چمبه زد، سفید بود مانند دمبه، از جا پریدم! کجا می‌گریزی، بنشین، ببین درها بسته و بیرون هم همه‌جا مار نشسته، باز همان بهتر که از جایت برنخیزی، بسیار خوب، این‌هم که از این، نشستیم!

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز