لغت نامه دهخدا
دلگشاینده. [ دِ گ ُ ی َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) دلگشای. گشاینده دل. مفرح:
که اقصای این دلگشاینده مرز
حوالی بسی دارد از بهر ورز.نظامی.
دلگشاینده. [ دِ گ ُ ی َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) دلگشای. گشاینده دل. مفرح:
که اقصای این دلگشاینده مرز
حوالی بسی دارد از بهر ورز.نظامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نگشایند در جنت اگر بر رخ ما دلگشاینده ماچاک گریبان تو بس