دل ریزه
متضادها
دلگشاده، بخشنده، بزرگمنش
لغت نامه دهخدا
دل ریزه. [ دِ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) ریزه دل. دل خرد و ناچیز و ناقص. دل که استعداد کسب عوالم روحانی ندارد. ( از فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی ):
این چنین دل ریزه ها را دل مگو
سبزوار اندر ابوبکری مجو.مولوی.
فرهنگ فارسی
ریزه دل. دل خرد و ناچیز و ناقص.
جمله سازی با دل ریزه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 طعمه ای کز خوان عشق افکنده ام درکام دل ریزه ی آن را جحیم اندر دهان انداخته