لغت نامه دهخدا
دقاع. [ دَ / دُ ] ( ع اِ ) خاک. ( منتهی الارب ).تراب. ( اقرب الموارد ). دقعم. و رجوع به دقعم شود.
دقاع. [ دَ / دُ ] ( ع اِ ) خاک. ( منتهی الارب ).تراب. ( اقرب الموارد ). دقعم. و رجوع به دقعم شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این اصطلاح برای نخستین بار در اوایل دههٔ ۲۰۱۰ در فرانسه و در جریان اعتراض به ساخت فرودگاهی در نوترودم دیلون در شمال نانت مورد استفاده قرار گرفت. جنبش زاد در به چالش کشیدن پروژههای ابرسازهای در دقاع از طبیعت و حق مردم محلی در تصمیمگیری برای آیندهٔ قلمرویشان و رد اقتصاد سرمایهداری ریشه دارد و در صورت ضرورت با قدرت دولتی درگیر هم میشود. مهمترین پیشزمینهها برای جنبش زاد در فرانسه، پیکار برای لارزاک (۱۹۸۱-۱۹۷۱)، اعتراضات علیه طرح نیروگاه هستهای در کری-ملویل در ایزر (۱۹۷۷)، و نیز در پلوگف در دهههای ۷۰ و ۸۰ بودهاست.