دغدار

لغت نامه دهخدا

دغدار. [ دَ ] ( نف مرکب ) مخفف داغدار. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به داغدار شود. || بنده. ( برهان ) ( آنندراج ). || عیب ناک. ( برهان ) ( آنندراج ). معیوب. ( ناظم الاطباء ).
دغدار. [ دُ ] ( ترکی، اِ ) پرنده ای است که آنرا با چرغ و شاهین و باز شکار کنند. ( برهان ) ( آنندراج ). باز شکاری. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با دغدار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیست هر دغدار بنده عشق منم آن داغدار شایسته

💡 اگر بسینه دل دغدار من باشد هزار لاله و گل در کنار من باشد

گوت یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز