دعوی کاری

لغت نامه دهخدا

دعوی کاری. [ دَع ْ ] ( حامص مرکب ) ادعا. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

ادعا.

جمله سازی با دعوی کاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حدیث توبه و تقوی ز من مجو ای شیخ چگونه دعوی کاری کنم که نتوانم

💡 به عجز کوش‌ گر از شرم جوهری داری مباد دعوی کاری کنی که نتوانی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران