دعنه

لغت نامه دهخدا

( دعنة ) دعنة. [ دِ ع َن ْ ن َ ] ( ع اِ ) ج ِ دِعن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به دِعَن شود.

جمله سازی با دعنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عزم، عینی، غاصه، غب علی، غشب، غرغور، غمضه، غلیلة، غرم، داره، دعنه، درع، دردور، دیرحی، دینی، دیفان.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران