دشنام شنیده
مترادفها
مورد توهین قرار گرفته، مورد فحاشی قرار گرفته
لغت نامه دهخدا
دشنام شنیده. [ دُش َ / ش ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) که ناسزا شنیده باشد.آنکه مورد ناسزا قرار گیرد. فحش خورده:
با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد
رفتیم دعا کرده و دشنام شنیده.سعدی.
فرهنگ فارسی
که ناسزا شنیده باشد.
جمله سازی با دشنام شنیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد رفتیم دعا گفته و دشنام شنیده
💡 کس نیست که از لعل تو دشنام شنیده است وز حسرت آن لب، لب خود را نگزیده است
💡 او پس از اینکه دشنام شنیده بود، سعی کرد با حفظ آرامش خود، از موقعیت دشوار و تنشزا در آن جلسه به سرعت خارج شود.
💡 کسی که بارها دشنام شنیده باشد، ممکن است در آینده نسبت به هر نوع انتقادی حساس شده و در روابط خود دچار مشکل شود.
💡 او پس از اینکه دشنام شنیده بود، تلاش کرد تا با تمرکز بر کارهای مفید، اثرات منفی آن اتفاق ناگوار را از ذهنش پاک کند.